عذرخواهی مامان از امیر علی ناناز
عزیزتر از جانم!
امروز میخوام یه عذرخواهی بابت نبودنم بکنم
.دیروز با خاله مریم و مامان جون رفته بودیم دهکده آبی
قراربود تا ساعت ٦ برگردیم . اما بنا به دلایلی دیر تر شد و حدود ساعت ٩شب رسیدیم خونه .این اولین باری بود که تا این موقع تنها پیش بابا و عزیز مونده بودی.وقتی هم مامانو دیدی حسابی ازش استقبال کردی و باعث خوشحالیش شدی .اما بابایی حسابی حال مامانو گرفت و کلی از دست مامانی دلخور بود و مدام تو رو وسط میکشید و میگفت چرا به خاطر بچه زود نیومدی .پسر گلم باور کن که اونجا همش بیاد تو و بابایی بودم و مطمئنم که منو میبخشی . مدام به خاله ها و مامان میگفتم که کاش امیرعلی هم اینجا بود . چون تو عاشق اب بازی هستی و البته با چند قطره اب هم کارت راه میفته
باور کن این اولین باری بود که بدون تو برای تفریح رفته بودم .حسابی از بابایی دلگیرم ظاهرا دلایل من براش کافی نبوده.این روزا حال و روز مامانی اصلا خوب نیست .تمام دردها به سراغش اومده ،دندون درد سردرد و .... برای مامان دعا کن

میدونم تو مثل فرشته ها پاک و بی گناه هستی .پس تو حداقل به فکر مامان باش



عذرخواهی مامان از امیر علی ناناز
